|
چو به دوست می سپردم به خود این گمان نبردم که نه بخت وصل دارم نه تحمل جدایی |
این همه دست سوی آسمان از بهر چیست ؟ ستاره ای دیگر نیست هر چه بود خواب مادربزرگ بود برای كودكیم دست ها را به زمین بیاورید خدا هم سالهاست كه ساكن زمین شده است...
+ نوشته شده در جمعه هشتم خرداد 1388ساعت توسط سارا |