گذشت زمان من را هم خاطره کرد
من متولد پاییزم ، فصل افتادن برگ ، فصل تولد رنگ ...
بین این مردمِ سـردرگمِ سرماخورده
دلم از گرمی رفتار خودم جا خورده
هرم ِگرم نفسم یخ زده است از بس كه،
شانه ام خورده بر این مردمِ سرما خورده
می روم گریه كنم غربـت پر ابرم را
در دل سنگیِ خود، این دل تیپا خورده

و غرور شب این شهر نخواهد فهمید،
تا ابد قرعـه به نام شب یلدا خورده
بر تهی دستی بی حد و حسابم بنگر
دست كوتاه من از دست تو منها خورده

وقتی که نیستی یک واقعیت است
شب همیشه هست
بی آنکه آسمان همیشه چراغان باشد
و روز بی آنکه همیشه بتابد
این یک واقعیت است
آسمان به تکه ابرهای پراکنده دلخوش است
و باد، به نقش هایی که می زند هر دم
خورشید چراغکی ز رخسار علی است
مه نقطه ی کوچکی ز پرگار علی است
هرکسی که فرستد به محمد صلوات
همسایه دیوار به دیوار علی است
پنداشت او
- قلم در دستهاي مرتعشش
باري عصاي حضرت موساست .
مي گفت:
(( اگر رها كنمش اژدها شود
ماران و مورهاي
اين ساحران رانده وامانده را فرو بلعد ))
مي گفت:
(( وز هيبت قلم
فرعون اگر به تخت نلرزد
ديگر جهان ما به چه ارزد ؟
بر كرسي قضا و قدر
قاضي بنشسته با شكوه خدايان تند خو
تمثيل روزگار قيامت
انگشت اتهام گرفته به سوي او:
(( برخيز!
از اتهام خود اينك دفاع كن
اين آخرين دفاع
پيش از دفاع زندگيت را وداع كن !
مي گفت :
(( امان دهيد
تا آخرين سپيده
تا آخرين طلوع زندگيم را
نظاره گر شوم ))
پيش از سپيده دم كه فلق در حجاب بود
بر گرد گردنش اثري از طناب بود
و چشمهاي بسته او غرق آب بود .
حمید مصدق
در پاي چوب دار
هنگام احتضار
از صد گره، گرهي نيز وا نشد
موسي نبود او
در دستهاي او قلمش اژدها نشد

این شعر را برای تو می نویسم
که مثل گل
لا به لای موهایت بگذاری
تا یادت نرود
که از دیروز تنهاترم
(( محمد تقی صابر جنتی ))
ما بلد نیستیم از خدا استفاده کنیم
مثلاً گلدانش را آب بدهیم
موهایش را نوازش کنیم
لبهایش را ببوسیم
دستش را بگیریم در خیابان
نازش کنیم شبها تا آرام بگیرد

برای دو زار خرجش میکنیم !
قهر میکند
و میرود ...
عباس معروفی
دنیا اینجوریه دیگه، ساز خودش رو میزنه اکثر آدما دارن به ساز دنیا می رقصن
نباید یه گوشه بشینی و منتظر بشی که دنیا اون آهنگی رو که تو دوست داری رو بزنه تا تو باهاش برقصی !
زندگی از حرکت واینمی ایسته و تو نبض لحظه جریان داره
پس یا از بودن در جریان زندگی لذت ببر
یا انقدر خودتو قوی کن که بتونی دنیا رو وادار کنی سازشو با آهنگ زندگیه تو کوک کنه

نوشته شده توسط خودم![]()
سالگرد ازدواج
1) زن: عزیزم امید وارم همیشه عاشق بمانیم وشمع زندگیمان نورانی باشد.
2) مرد: عزیزم کی نوبت کیک می شه؟
روز زن
1)زن: عزیزم مهم نیست هیچ هدیه ای برام نخریدی یک بوس کافیه
2)مرد: خوشحالم تو رو انتخاب کردم آشپزی تو عالیه عزیزم (شام چی داریم؟)
روز مرد
1) زن: وای عزیزم اصلا قابلتو نداره کاش می تونستم هدیه بهتری بگیرم.
2) مرد: حالا اشکال نداره عزیزم، سال دیگه جبران می کنی (چه بوی غذایی میاد)
40 سال بعد
1)زن: عزیزم شمع زندگیمون داره بی فروغ میشه ما پیر شدیم
2)مرد: یعنی دیگه کیک نخوریم ؟
2 ثانیه قبل از مرگ
1) زن: عزیزم همیشه دوستت داشتم
2) مرد: گشنمه
وصیت نامه
۱) زن: کاش مجال بیشتری بود تا درمیان عزیزانم می بودم و نثارشان می کردم تمام زندگی ام را!!
2) مرد: شب هفتم قرمه سبزی بدید!
اون دنیا
1)زن : خطاب به فرشته ی مسئول: خواهش می کنم ما را از هم جدا نکنید، نه... نه... عزیزم... خدایا به خاطر من...
(و سر انجام موافقت می شه مرد از جهنم بره بهشت)
2)مرد: خطاب به دربان جهنم: حالا توی بهشت شام چی میدن ![]()
۱- چیزی در مورد ماشین فهمیدن ، البته به جز رنگش
2- درك مضمون اصلی یك فیلم هنری
3- 24 ساعت بدون اس ام اس زندگی كردن
4- بلند كردن چیزی
5- پرتاب كردن
6- پارك كردن
7- خواندن نقشه
8- دزدی كردن از بانك
9- آرام و ساكت جایی نشستن
10- بیلیارد بازی كردن
11- پول شام رو حساب كردن
12- مشاجره كردن بدون داد كشیدن
13- مواخذه شدن بدون گریه كردن
14- رد شدن از جلوی مغازه كفش فروشی
15- نظر ندادن در مورد لباس یك غریبه ![]()
قانون صف:
اگر شما از یک صف به صف دیگری رفتید، سرعت صف قبلی بیشتر از صف فعلی خواهد شد.
قانون تلفن:
اگر شما شمارهای را اشتباه گرفتید، آن شماره هیچگاه اشغال نخواهد بود.
قانون تعمیر:
بعد از این که دستتان حسابی گریسی شد، بینی شما شروع به خارش خواهد کرد.
قانون کارگاه:
اگر چیزی از دستتان افتاد، قطعاً به پرتترین گوشه ممکن خواهد خزید.

قانون معذوریت:
اگر بهانهتان پیش رئیس برای دیر آمدن پنچر شدن ماشینتان باشد، روز بعد واقعاً به خاطر پنچر شدن ماشینتان، دیرتان خواهد شد.
قانون حمام:
وقتی که خوب زیر دوش خیس خوردید تلفن شما زنگ خواهد زد.
قانون روبرو شدن:
احتمال روبرو شدن با یک آشنا وقتی که با کسی هستید که مایل نیستید با او دیده شوید افزایش مییابد.
قانون نتیجه:
وقتی میخواهید به کسی ثابت کنید که یک ماشین کار نمیکند، کار خواهد کرد.
قانون بیومکانیک:
نسبت خارش هر نقطه از بدن با میزان دسترسی آن نقطه نسبت عکس دارد.
قانون تئاتر:
کسانی که صندلی آنها از راهروها دورتر است دیرتر میآیند.
قانون قهوه:
قبل از اولین جرعه از قهوه داغتان، رئیستان از شما کاری خواهد خواست که تا سرد شدن قهوه طول خواهد کشید !
خاطرات دورش را
در اولین بارش زمستانی
از ذهن پاک کرده است

خاطره شعرهایی را که هرگز نسروده بودم
خاطره آوازهایی را که هرگز نخوانده بودی
تلخ ترین واژه " در " است
وقتی که باز نمی شود
اما به دیوار می شود تکیه داد و تا ابد نگاه کرد

چهار نفر بودند.
اسمشان این ها بود: همه کس، یک کسی، هرکسی، هیچ کس.
کار مهمی در پیش داشتند و همه مطمئن بودند که یک کسی این کار را به انجام می رساند.
هرکسی می توانست این کار را بکند، اما هیچ کس این کار را نکرد. یک کسی عصبانی شد،
چرا که این کار، کار همه کس بود، اما هیچ کس متوجه نبود که همه کس این کار را نخواهد کرد.
سرانجام داستان این طوری تمام شد که هرکسی یک کسی را سرزنش کرد که چرا هیچ کس کاری را نکرد که همه کس می توانست انجام بدهد .

تمام حجم قفس را شناختیم.
بس است.
بیا به تجربه در آسمان پری بزنیم . . .

خیام اگر زباده مستی خوش باش
با ماهرخی اگر نشستی خوش باش

چون عاقبت کار جهان نیستی است
انگار که نیستی، چون که هستی خوش باش
جا مانده است
چیزی جایی
که هیچ گاه دیگر
هیچ چیز
جایش را پر نخواهد کرد

| Design By : Night Melody |


