گذشت زمان من را هم خاطره کرد

 

قلب خاطرات خود را دارد و من هیچگاه فراموش نکرده ام.

 



آلبر کامو

+نوشته شده در پنجشنبه سی ام بهمن 1393ساعتتوسط سارا | |

زمان مثل باد میگذره !

همه ما این جمله رو بارها و بارها شنیدیم و گذر زمان رو حس کردیم.

خیلی آدما تو زندگیمون بودند که الان دیگه وجود ندارند

و همینطور یک سری از آدم ها به زندگیمون وارد شدند که هنوز هم کنارمون هستند.

خیلی  کارهای اشتباهی رو انجام دادیم

که شاید لزومی نداشت که بخواهیم تجربه اش کنیم

و خیلی حس های خوب رو خواسته و ناخواسته تجربه کردیم.

همه این ها زمان رو توصیف میکنه

و مثل دفترچه حضور و غیاب؛ بودن و نبودن ما رو تو این گذر بهمون نشون میده.

تو خیلی از لحظه ها و خیلی از دوران و خیلی از مکان ها،

بودن/ نبودن ما خاطره شد و شاید هنوز ما جز خاطره دور یا نزدیک کسی باشیم.

این مطلبی که گفته شد  یکی از دلایل انتخاب اسم وبلاگ من بوده 16 بهمن سال 86

و با وجود اینکه زمان مثل باد میگذره و ثبت خاطره میکنه

من هنوز هستم

و رو دیوار اینجا برای خودم و دل خودم و نگاه های مجازی پشت صفحه مانیتور

حرف هایم و احساسم رو مینویسم و ثبت میکنم.

 

+نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم بهمن 1393ساعتتوسط سارا | |

ذهن ما ، مانند یک تلویزیون با صدها شبکه است


این ما هستیم که تصمیم میگیریم روی کدام شبکه باشیم !


شبکه عشق و محبت


شبکه رنجش


شبکه بخشش


شبکه نفرت ..... شك و ترديد .... حرص و طمع


شبکه مهربانی


شبکه شادمانی


شبکه اکنون


شبکه موفقیت


شبکه برنامه تکراری دیروز !!!


وووو ......


تصمیم ما ، همان دستگاه کنترل یا ریموت ماست

 

 

+نوشته شده در جمعه دوازدهم دی 1393ساعتتوسط سارا | |

میشه خیلی جاها و خیلی وقت ها ساده از کنار خیلی چیزها بگذری

حتی عشق !

زمان حلال مشکلات نیست زمان حلال هیچ چیز نیست

و هیچ چیز رو در خودش حل نمیکنه

فقط بهت فرصت میده که راهت رو پیدا کنی و بری ...

فرصت میده که قبول کنی " همینه که هست "

فرصت این رو میده که دست از انتظار برداری

و فقط نظاره گر اتفاق هایی باشی که توی زندگیت افتاد.

اما اینکه تو چجوری با بقیه راه زندگی ات ارتباط بگیری

به خودت مربوط میشه.

 

اول خودت رو بشناس

دوم خودت رو دوست داشته باش

و در آخر راهی رو که دوست داری برو

 

 

همین !.!

 

 

 

+نوشته شده در جمعه پنجم دی 1393ساعتتوسط سارا | |

 

تولد دوباره و دوباره و دوباره

بزرگ شدن حس خوبیه اما دلتنگ خیلی خاطرات و حس های ناب گذشته خواهی شد

زمان میگذره و با خودش خیلی چیزها رو میبره نه به دلخواه ما بلکه به انتخاب خودش !

پاییز دوباره تکرار شد فصل زیبای اسرار آمیز،

روز تولد من هم رسید یکسال بزرگتر از قبل و یکسال دلتنگ تر از گذشته ...

خیلی تغییر کرده رفتارم صبرم و تفکرم ...

نگاهم به خیلی چیزها عوض شده این تغییرات رو دوست دارم اما هنوز دلتنگم،

هر ماه دلتنگ تر و هر سال ...

همیشه از نو شروع کردم و شروع خواهم کرد.

زندگی رو دوست دارم با همه دلتنگی هام با همه نبودن ها !

 *  سارا تولدت مبارک دوباره و دوباره و دوباره  *

 

 

 

 

+نوشته شده در پنجشنبه هشتم آبان 1393ساعتتوسط سارا | |

 

 

باز هم کتاب فصل ها ورق خورد!!!

 

باز هم رسیدیم به فصل مورد علاقه من " پایـــــــیز تن طلایی " .

 

همیشه یه حس عجیبی داره این فصل

 

که با شروع وزش باد، کلی حس  اسرار آمیز و گنگ رو درون من بوجود میاره

 

راه رفتن تو هوای سرد و نفس کشیدن تو هوای نمناک

 

که نمیدونه میخواد بباره یا فقط میخواد بوی رطوبت رو همه جا پخش کنه ..

 

زمزمه آهنگ های پر از خاطره زیر لب ...

 

نور چراغ ماشینا، صدای خش خش برگ ها زیر پا، عجله رهگذرها برای زودتر رسیدن ...

 

برای من همه این اتفاق ها لذت بخش بوده و هست

 

من همیشه تو این فصل منتظرم ... منتظر یه خاطره ...  یه اتفاق ...  یه نفر که ...

 

+نوشته شده در جمعه یازدهم مهر 1393ساعتتوسط سارا | |